محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4359
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىدهم » و يكى از مردم مزه او را كشت . از در جابيه در آمديم ، آنگاه راه كوچهء كلبيان گرفتيم كه برايمان تنگ بود ، كسانى از ما راه بازار گندم گرفتند ، آنگاه بر در مسجد فراهم آمديم و به نزد يزيد وارد شديم . هنوز آخريمان به دو سلام نگفته بود كه مردم سكاسك آمدند ، در حدود سيصد كس ، و از در شرقى وارد شدند ، و چون به مسجد رسيدند از باب الدرج وارد شدند . پس از آن يعقوب بن عمير عبسى با مردم داريا بيامد كه از در كوچك دمشق وارد شدند . عيسى بن شبيب تغلبى نيز با مردم دومه و حرستا بيامد كه از در توما وارد شدند . حميد بن حبيب لخمى با مردم دير المران و از ره وسطرا بيامد كه از باب الفراديس وارد شدند نضر بن عمر جرشى با مردم جرش و حديثه و ديرزكا بيامد كه از در شرقى وارد شدند . ربعى بن هاشم حارثى با جماعت بنى عذره و سلامان بيامدند ، كه از در توما وارد شدند ، جهينه و مجاورانشان با طلحة بن سعيد وارد شدند . گويد : يكى از شاعران قوم شعرى گفت به اين مضمون : « صبحگاهان يارانشان بيامدند « مردم سكاسك اهل خاندانهاى معتبر « و نيز كلبيان كه با اسبان و لوازم آمدند « چه گرامى تجديد كنندگان سنت بودند « كه حرمتهاى آن را از منكران محفوظ داشتند « دو قوم آمدند با ازديان پياپى آمدند « و عبس و لخم كه حمايتگر بودند و مدافع « همان صبحگاه صاحب شاهى بودند « و گردنفرازان سركش را زير تسلط آورده بودند . » رزين بن ماجد گويد : يزيد بن وليد ، عبد الرحمان بن مصاد را با دويست سوار ، يا در اين حدود ، سوى قطن فرستاد كه عبد الملك بن محمد را بگيرند ، وى در قصر